ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیست

انتشار 29 آبان 1401
مطالعه 3 دقیقه

ضرب المثل ها معانی و مفاهیم مختلفی می توانند داشته باشند. در این مطلب با معانی، ریشه و مفهوم ضرب المثل "دو قورت و نیمش باقیست" آشنا می شوید با طوطیا همراه باشید.

ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیست

ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیست

متاسفانه گاهی اطرافیان به خصوص اعضای خانواده خواسته یا نا خواسته پر و بال بیش تری به این اشخاص می دهند و همین امر موجب می شود تا آن ها پی به اشتباه خود نبرده و محبت دیگران در حق خود شان را یک وظیفه به حساب بیاورند.

کاملا روشن است که این ویژگی علاوه بر آزار دیگران، باعث اذیت و آزار خود فرد نیز می شود زیرا این اشخاص با بر آورده نشدن هر انتظاری دچار ناراحتی شده و جار و جنجال راه می اندازند بدین ترتیب با گذشت زمان دوستان و نزدیکان این افراد از اطرافشان پراکنده شده و آن ها را تنها می گذارند.

ریشه و داستان ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیست

پس از آن که حضرت سلیمان به نبوت رسید از خداوند متعال خواست که هر چه از آدمیان و مرغان و حیوانات، پریان و باد و آب است را به فرمان او در آورد و برای اجابت این خواسته چندین بار هفتاد شب متوالی عبادت کرد و از خداوند یاری خواست.

خداوند حکیم نیز هر چه حضرت سلیمان خواست از حکمت، دولت، احترام، عظمت و قدرت و توانایی را به او بخشید و به طور کلی عناصر اربعه را تحت امر و فرمان حضرت در آورد.

زمانی که حکومت جهان بر حضرت سلیمان مسلم شد و او بر تمامی مخلوقات و موجودات عالم سلطه پیدا کرد روزی از خداوند خواست تا اجازه دهد یک روز تمام جانداران زمین و هوا و دریا ها را به صرف یک وعده ی غذا مهمان کند.

خداوند متعال او را از این کار منع کرد و فرمود که روزی موجودات عالم با اوست و حضرت سیلمان از پس این کار بر نمی آید اما حضرت سلیمان بر این کار اصرار کرد و عرض کرد: خداوندا، نعمت قدرتی که به من دادی بسیار است، خواسته ی مرا بپذیر قول می دهم از عهده ی آن بر آیم.

بار دیگر خداوند فرمود که او بر این کار اصرار نکند اما حضرت سلیمان دوباره خواسته خود را تکرار کرد، این بار حق تعالی به همه ی جنبدگان کره خاکی از هوا و زمین و دریاها و اقیانوس ها فرمان داد که فلان روز به ضیافت بنده محبوبم سلیمان بروید که رزق و روزی آن روز شما به عهده ی حضرت سلیمان است.

حضرت سلیمان از مژده پذیرفته شدن خواسته اش بی نهایت خوشحال شد و به تمام موجوداتی که تحت فرمانش بودند دستور داد تا تدارک غذا را برای روز موعود ببینند.

افراد حضرت سلیمان کنار دریا جای بسیار وسیعی ساختند و غذاهای روز مهمانی را در آن جا آماد کردند سپس تختی کنار آن قرار دادند و حضرت سلیمان بر روی آن نشست.

با آماده شدن غذا، حضرت دستور داد تا موجودات عالم برای صرف غذا به آن جا بیایند چند دقیقه ای نگذشته بود که ماهی بسیار بزرگی از دریا بیرون آمد و گفت: ندایی آمد که تو امروز ضیافت داری و غذای امروز مرا تو می دهی، دستور دهید تا آن را بیاورند.

حضرت سلیمان گفت: همه این غذا ها را برای مخلوقات عالم آماده کرده ایم، هر چه می خواهی بخور و گرسنگی ات را بر طرف کن.

ماهی به چشم هم زدنی هر چه غذا بود را بلعید و سپس گفت: ای سلیمان سیر نشدم و باز هم غذا می خواهم.

چشمان حضرت سیاهی رفت و در همین حال با تعجب گفت: مگر غذای روزانه تو چه قدر است که غذای آماده شده برای تمام مخلوقات را خوردی و باز هم سیر نشدی؟

ماهی که از شدت ضعف و گرسنگی طاقت حرف زدن هم نداشت با صدایی ناتوان گفت: خداوند بزرگ روزی سه وعده و هر وعده یک قورت غذا به من می دهد، امروز به خاطر ضیافت تو فقط نیم قورت نصیب من شده و هنوز دو قورت و نیمش باقی است که غذای تو تمام شد، ای سلیمان! اگر تهیه غذای تنها یک جانور برای تو مقدر نیست چرا درخواست کردی که تمام مخلوقات را طعام دهی؟

حضرت سلیمان با شنیدن آن سخن بی هوش شد و وقتی به هوش آمد در مقابل عظمت خداوند متعال سر تعظیم فرود آورد.

ضرب المثل

مفهوم و کاربرد ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیست

  1. به کسی می گویند که بیش از آنچه حقش بوده دریافت کرده اما بازهم حریص است و زیاده خواهی می کند.

  2. برخی مواقع به شخصی گفته می شود که در مقابل الطاف و محبت های دیگران نسبت به خویش، ذره ای تشکر و قدردانی نمی کند بلکه کمک ها و زحمات دیگران را وظیفه آنها دانسته و توقع بیشتری هم دارد.

    اینگونه افراد وقتی احساس می کنند که کمک های دیگران کمتر شده (با اینکه هیچ وظیفه ای نداشتند)، زبان به شکوه و گلایه می گشاید و قهر میکند.

لطفا امتیاز خود را ثبت کنید
1 5
  ارسال به دوستان:

نظرات و دیدگاه های کاربران
سوال یا دیدگاه شما
اختیاری
اختیاری (نمایش داده نخواهد شد)
ضروری
آخرین بازدید های شما