پیام های تسلیت شب ششم محرم، روز حضرت قاسم بن الحسن(ع)

انتشار 12 مرداد 1401
مطالعه 5 دقیقه

طوطیا: در این بخش از طوطیا پیام های جدید برای تسلیت شب ششم محرم، روز حضرت قاسم بن الحسن(ع) جمع آوری کرده ایم که می توانید برای ارسال به دوستان و فضای مجازی استفاده کنید، با طوطیا همراه باشید.

پیام های تسلیت شب ششم محرم، روز حضرت قاسم بن الحسن(ع)

شب نوجوانان عاشورایی، شب روضه قاسم بن الحسن(ع) . وقتی امام حسین(ع) سخن از شهادت یارانش به میان آورد، نوجوان سیزده ساله کربلا از عمو پرسید: عموجان ایا من نیز به فیض شهادت نائل می شوم؟ امام او را به سینه چسباند و فرمود: فرزندم مرگ را چگونه می بینی؟
قاسم پاسخ داد: از عسل شیرین تر!
شهادت طلبی قاسم(ع) و پا فشاری او برای رسیدن به مقصود، زیباترین الگو را برای رهروان خط سرخ شهادت رقم زد.

در این بخش از طوطیا متن و پیام تسلیت شب ششم محرم را آماده کرده ایم.

بسم الله روضه خون اومد ماه جنون
باز جمعیم دور هم چند خط روضه بخون
بسم الله سینه زن بازم سینه بزن
تو ماه غربت ارباب بی کفن

🖤🖤🖤🖤🖤

آقا سلام برغزل اشک ماتمت
بر مسجد و حسینیه و روضه و دمت
چندی گذشت در غم هجران اشک تو
پرمی کشید دل به هوای محرّمت

🖤🖤🖤🖤🖤

هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست
عزای کیست؟ گمانم عزای خون خداست
خمیده قامت گردون، شکسته پشت فلک
روانه خون دل از چشم آدم و حوّاست
پریده رنگ ز رخسار احمد و حیدر
شراره ی دل زهرا، صدای وا ولداست

🖤🖤🖤🖤🖤

تسلیت ای یاران ماه محرّم شد
بـزم عزاداران حلقه مـاتم شد
جبریل امین سینه زده جامه دریده
خون جگر فاطمه از دیـده چکیده
ماه عزا آمد

🖤🖤🖤🖤🖤

ای هلال خون دوباره سر زدی
ای محرم بار دیگر آمدی
زخم دل با دیدنت کاری شده
خون به دامان افق جاری شده

🖤🖤🖤🖤🖤

از راه رسیده بوی محرم
ای دل تن کن پیراهن غم
صدای چاووشی ماه ماتم رسیده
خبر داده اشک من که محرم رسیده

🖤🖤🖤🖤🖤

ای عمو قاسم جانباز منم
بعد اکبر به تو همراز منم
جان من در تب و تاب است عمو
حنجرم تشنه آب است عمو
لبم از سوز عطش خشکیده
جگرم غرق بخون گردیده

عکس شهادت حضرت قاسم

العطش گفتنت کبابم کرد

سوخت از پای تا سرم، قاسم

سخت باشد به من عزیز دلم

که تو را کشته بنگرم، قاسم

حضرت قاسم بن الحسن

قلبمون غرق شور و غوغاست
اسمت آرامش روح ماست
توی طوفان این زمونه
هیئتت کشتی نوح ماست

🖤🖤🖤🖤🖤

ریزد از چشمم ستاره، در جگر دارم شراره
می چکد خون شهیدان از هلال خون دوباره

🖤🖤🖤🖤🖤

دلی که سینه زن هر شب محرم شد
صدای هر تپشش ذکر یا حسینَم شد
به یاد غربت یک لحظه تو این گونه
بساط گریه هر روز من فرا هم شد

🖤🖤🖤🖤🖤

بیشتر مثل مجتبی شده ای

ولی افسوس بی صدا شده ای

مثل آئینه ای که خورده زمین

تکه تکه جدا جدا شده ای

هرکجا دست می زنم گود است

وایِ من غرق رد پا شده ای

زیر سنگینی هزاران اسب

به گمانم که آسیا شده ای

🖤🖤🖤🖤🖤

خبر آمد ز مهی بوی خدا می آید
ماه داغ دل ما غرق نوا می آید
دل ببازید عزیزان که زمان الم است
ماه اشک و الم و کرب و بلا می آید

🖤🖤🖤🖤🖤

سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکند / غافل از واقعه روز حسابت نکند

ای که دم می زنی از عشق حسین بن علی / آنچنان باش که ارباب جوابت نکند . . .

🖤🖤🖤🖤🖤

السلام علیک یا أباعبدالله
وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا
سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار
ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلى علی بن الحسین
وعلى أولاد الحسین
وعلى أصحاب الحسین

🖤🖤🖤🖤🖤

محرم باز هم نوبت توست / که بگشایی تمام خاطراتت
ز ایامی که در آن بود شیون / گهی نالیدن و گه سر بریدن

حضرت قاسم بن الحسن

اصلاًحسین جنس غمش فرق می کند
این راه عشق پیچ وخمش فرق می کند
اینجا گدا همیشه طلبکار می شود
اینجا که آمدی کرمش فرق می کند

🖤🖤🖤🖤🖤

آیینه‌ ی مرد جمل آمد به میدان

یک شیر دل مانند یل آمد به میدان

با سیزده جام عسل آمد به میدان

ای لشگر کوفه اجل آمد به میدان

باید که قبر خویش را آماده سازید

در دل جگر دارید اگر بر او بتازید

رفته به بابایش که این‌گونه شریف است

از نسل پاک صاحب دین حنیف است

قاسم اگر چه قدّ و بالایش ظریف است

امّا خدایی او سپاهی را حریف است

گوید به او عمّه: به بدخواه تو لعنت

مه‌ پاره‌ ی نجمه! به بدخواه تو لعنت

شاگرد رزم حضرت عباس، قاسم

آمد ولی در هیبت عباس، قاسم

در بازوانش قدرت عباس، قاسم

به‌ به که دارد غیرت عباس، قاسم

عمّامه‌ ی او را عمویش با نمک بست

مانند بابایش حسن، تحت‌الحنک بست

قاسم حریف تن به تن دارد؟ ندارد

این نوجوان جوشن به تن دارد؟ ندارد

چیزی کم از بابا حسن دارد؟ ندارد

اصلاً مگر ازرق زدن دارد؟ ندارد

ازرق کجا و شیر میدان خطرها

قاسم بُوَد رزمنده‌ی نسل قمرها

وقت پریدن ناگهان بال و پرش ریخت

یک لشکری را ریخت آخر پیکرش ریخت

از میمنه تا میسره روی سرش ریخت

از روی زین افتاد قلب مادرش ریخت

مثل مدینه کوچه ای را باز کردند

پرتاب سنگ و نیزه را آغاز کردند

محرم

دل من گرفته باز محرمه محرمه
فصل گریه ها و فصل ماتمه محرمه
خیمه ی عزا رو توی دلها بر پا بکنیم
معجر سوخته ی عمه پرچمه محرمه
با همون چادر خاکی مادر دلامونو
سیاهپوش کنیم که موسم غمه محرمه

🖤🖤🖤🖤🖤

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام

🖤🖤🖤🖤🖤

بازم محرم، باز روضه ی چشماتون
باز مرثیه ی بارون،باز گریه ی زهرا

🖤🖤🖤🖤🖤

هنگام محرّم شد و هنگام عزا
برخیز و بخوان مرثیت کرببلا
پیراهن نیلی به تن تکیه بپوشان
درهای حسینیه ی دل را بگشا

🖤🖤🖤🖤🖤

دمید روح غم اندر، تن مه غم عالم
تو نوحه سر بده چون شد، عزای اشرف آدم
لباس تیره به تن کن، ز داغ نوحه تو سر کن
که گشته ماه عزا و ، دوباره گشت محرم

🖤🖤🖤🖤🖤

فصل عزا آمد و دل غم گرفت
خیمه دل بوی محرم گرفت
زهره منظومه زهرا حسین
کشته افتاده به صحرا حسین

محرم

السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن

🖤🖤🖤🖤🖤

امروز کمی هوایی اربابم / از صبح دلم گرفته و بی تابم

تقویم بیاورید ای وای حسین / شب اول است و من در خوابم

صلی الله و علیک یا ابا عبدالله

🖤🖤🖤🖤🖤

محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد

🖤🖤🖤🖤🖤

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه …

🖤🖤🖤🖤🖤

هر قدم قافله سوی خزان میرود / مشک به مهمانی تیر و کمان میرود . . .

🖤🖤🖤🖤🖤

تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست / این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست
ازنـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـن / همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست

لطفا امتیاز خود را ثبت کنید
1 5
  ارسال به دوستان:

نظرات و دیدگاه های کاربران
سوال یا دیدگاه شما
اختیاری
اختیاری (نمایش داده نخواهد شد)
ضروری
آخرین بازدید های شما