هر آنچه از تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال باید بدانید!

انتشار 29 تیر 1401
مطالعه 15 دقیقه

طوطیا: تحلیل بنیادی یا اصطلاحاً تحلیل فاندامنتال، یکی از روش های تحلیل است که به کمک آن، سرمایه گذاران می‌توانند وضعیت یک شرکت را بررسی کرده و ارزش واقعی سهام آن را محاسبه کنند. با یادگیری تحلیل بنیادی در کنار سایر روش‌ها، می‌توانید تصمیمات بهتری اخذ کرده و شانس موفقیت خود را افزایش دهید. برای آشنایی با این مفهوم همراه ما باشید.

هر آنچه از تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال باید بدانید!

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال (Fundamental Analysis یا به‌اختصار FA) به بررسی دقیق و موبه‌موی اطلاعات موجود در خصوص یک دارایی مالی گفته می‌شود. از جمله مواردی که در تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال حائز اهمیت هستند می‌توان به برنامه‌های یک پروژه، تعداد افرادی که از آن استفاده می‌کنند، حامیان و تیم پشتیبانی پروژه اشاره کرد. هدف نهایی شما از تحلیل فاندامنتال این است که متوجه شوید آیا دارایی موردنظر بیش ‌از حد ارزش‌گذاری شده است و یا ارزش آن بیش از قیمت فعلی است. پس از آن، می‌توانید نتیجه‌‌ای را که به دست آورده‌اید در معاملات خود به کار بگیرید.

معامله دارایی‌های پر‌نوسانی همچون ارزهای دیجیتال به مهارت خاصی نیازمند است. انتخاب یک استراتژی، درک دنیای وسیع معاملات و تسلط بر تحلیل بازار مهارت‌‌هایی هستند که تنها با صرف زمان و کسب تجربه لازم به دست می‌آیند. در بازارهای مالی، تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال دو نوع اصلی از تحلیل هستند.

وقتی با تحلیل تکنیکال سر‌و‌کار داریم، چشممان تنها به قیمت و تاریخچه قیمت روی نمودار است و به‌دنبال الگوهایی هستیم که ممکن است در آینده دوباره تکرار شوند. در این نوع تحلیل، برخی تخصص‌ها را می‌توان از بازارهای مالی سنتی وام گرفت. به‌عنوان مثال، بسیاری از معامله‌گران ارزهای دیجیتال از همان اندیکاتورهای تکنیکالی استفاده می‌کنند که در بازار معاملات فارکس، سهام و کالاها دیده می‌شوند. از جمله این اندیکاتورها می‌توان به شاخص قدرت نسبی (RSI)، مکدی (MACD) و باندهای بولینگر (Bollinger Bands) اشاره کرد. این اندیکاتورها ابزارهایی هستند که رفتار بازار را صرف‌نظر از دارایی موردمعامله پیش‌‌بینی می‌کنند. از همین رو، ابزارهای تحلیل تکنیکال در فضای معاملات ارزهای دیجیتال نیز بسیار محبوب هستند. اما در خصوص تحلیل فاندامنتال، قضیه تا حدی متفاوت است.

تحلیل فاندامنتال چیست؟

«تحلیل فاندامنتال» یا «تحلیل بنیادی» (Fundamental Analysis) روشی برای اندازه‌گیری ارزش ذاتی اوراق بهادار با بررسی عوامل اقتصادی و مالی مرتبط با آن است. تحلیلگران بنیادی هر آنچه را که می‌تواند بر ارزش سهام تأثیر بگذارد، مطالعه می‌کنند؛ از عوامل اقتصاد کلان مانند وضعیت اقتصادی و شرایط صنعت گرفته تا عوامل اقتصاد خرد مانند اثربخشی مدیریت شرکت.

هدف نهایی تحلیل فاندامنتال، رسیدن به قیمتی است که سرمایه‌گذار بتواند آن را با قیمت فعلی اوراق بهادار مقایسه کند و مطلع شود که آیا اوراق بهادار کمتر از مقدار منصفانه ارزش‌گذاری شده یا بیشتر از آن. تحلیل فاندامنتال معمولاً از منظر کلان تا خرد برای شناسایی اوراق بهاداری انجام می‌شود که قیمت درستی از آن‌ها در بازار وجود ندارد.

تحلیل بنیادی از داده‌های عمومی برای ارزیابی ارزش سهام یا هر نوع دیگر از اوراق بهادار استفاده می‌کند. به عنوان مثال، یک سرمایه‌گذار می‌تواند با بررسی عوامل اقتصادی مانند نرخ بهره و وضعیت کلی اقتصاد، تحلیل فاندامنتال را برای تعیین ارزش اوراق قرضه انجام دهد.


چرا باید از تحلیل فاندامنتال استفاده کنیم؟

درک تحلیل فاندامنتال برای تعیین ارزش‌گذاری صحیح سهام در بازار ضروری است. تحلیلگران معمولاً عوامل کلان و خرد را برای شناسایی سهام‌هایی که با قیمت‌های بالاتر و پایین‌تر از ارزش واقعی معامله می‌شوند، بررسی می‌کنند.

اگر یک سهام به درستی قیمت‌گذاری نشود، می‌تواند ارزش پولی بیشتری داشته باشد و سود بالاتری کسب کند. این امر به ویژه در مواردی که ارزش سهام زیر قیمت منصفانه ارزش‌گذاری شده باشد، صادق است.

تحلیلگران تصویر کلان را می‌بینند و وقتی صحبت از تحلیل فاندامنتال می‌شود، به جزئیات می‌پردازند. آن‌ها علاقه دارند وضعیت اقتصاد را به طور کلی ارزیابی کنند و سپس به بررسی صنعت خاص مربوط به سهام بپردازند. البته عکس این ترتیب نیز ممکن است انجام شود.

تحلیلگران بنیادی عوامل جزئی مانند عملکرد فروش شرکت را بررسی می‌کنند. از طریق این تحقیقات است که تحلیلگر می‌تواند ارزش منصفانه بازار را برای یک سهام خاص مشخص کند. این تحلیلگر فاندامنتال است که با مطالعه عوامل اقتصادی مانند نرخ بهره و عملکرد ناشر اوراق قرضه (مانند تغییرات گذشته رتبه‌بندی اعتبار) ارزش اوراق قرضه را تعیین می‌کند.

تحلیل بنیادی سهام از سود، رشد در آینده، درآمد، بازده حقوق صاحبان سهام، حاشیه سود و انواع داده‌های دیگر برای مشاهده عملکرد و ارزش‌گذاری شرکت بهره می‌گیرد. این امر عمدتاً شامل بررسی صورت‌های مالی مربوط به چند ماه یا سال یک شرکت است.

اغلبِ تحلیلگران از عوامل بنیادی برای ارزیابی اوراق بهادار استفاده می‌کنند. اگر تصویر گسترده‌تری از اقتصاد و صنعت را می‌بینید و منابع مالی شرکت را بررسی می‌کنید، در واقع، یک تحلیل فاندامنتال انجام داده‌اید.


تحلیل فاندامنتال کمّی و کیفی چیستند؟

مشکلی که در تعریف کلمه فاندامنتال یا بنیاد وجود دارد این است که این کلمه می‌تواند هر آنچه را که مربوط به وجوه اقتصادی یک شرکت است، پوشش دهد. عوامل زیادی در بنیادهایی که باید تحلیل شود، نقش دارند. در واقع، تحلیل فاندامنتال می‌تواند به معنای هر چیزی باشد که مربوط به شرایط اقتصادی پیرامون یک شرکت است.

بدیهی است که اعدادی مانند درآمد و سود نیز شامل این بنیادها می‌شوند. همچنین عواملی از سهم بازار یک شرکت تا کیفیت مدیریت نیز بنیادهای یک سهم هستند. عوامل بنیادی مختلف را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: کمی و کیفی.

تحلیل فاندامنتال کمّی

«تحلیل فاندامنتال کمّی» (Quantitative Fundamental Analysis) مربوط به اطلاعاتی است که می‌توان آن‌ها را در قالب اعداد و مقادیر کمی بیان کرد. بنیادهای کمّی ویژگی‌های قابل اندازه‌گیری یک کسب و کار هستند. به همین دلیل، بزرگترین منبع داده‌های کمّی صورت‌های مالی است. درآمد، سود، دارایی و موارد دیگر را می‌توان با دقت زیادی اندازه‌گیری کرد.

صورت‌ مالی واسطه‌ای است که توسط آن شرکت اطلاعات مربوط به عملکرد مالی خود را افشا می‌کند. تحلیلگران بنیادی از اطلاعات کمّی صورت‌های مالی برای تصمیم‌گیری در مورد سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند. سه صورت مهم مالی عبارتند از: صورت سود و زیان، ترازنامه و صورت جریان وجوه نقد. پارامترهای مهم تحلیل فاندامنتال کمّی را در ادامه معرفی خواهیم کرد.

تحلیل فاندامنتال کیفی

«تحلیل فاندامنتال کیفی» (Qualitative Fundamental Analysis) مربوط به ماهیت یا استانداردها است و عددی نیست. بنیادهای کیفی کمتر ملموس هستند. این تحلیل بنیادی ممکن است شامل کیفیت مدیران کلیدی یک شرکت، شناسایی نام تجاری، حق ثبت اختراع، فناوری انحصاری آن و… باشد.

بنیادهای کیفی مهمی که همواره برای هر شرکت باید در نظر داشت، به شرح زیر هستند:

  • مدل کسب‌وکار: شرکت دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد؟ به نظر می‌رسد پاسخ به این پرسش آسان نیست. اگر مدل کسب‌وکار شرکتی مبتنی بر فروش غذای آماده باشد، آیا درآمد خود را از این طریق به دست آورده است؟ یا فقط هزینه‌های حق امتیاز و سرقفلی را پرداخت می‌کند؟ بنابراین، مدل کسب‌وکار یک پارامتر مهم در تحلیل فاندامنتال است.

  • مزیت رقابتی: موفقیت طولانی مدت یک شرکت عمدتاً به دلیل داشتن مزیت رقابتی و حفظ آن است. مزیت‌های قدرتمند رقابتی، مانند نام تجاری و سلطه بر بازار، همانند ایجاد خندقی است که رقبا را از شرکت‌های دارای آن‌ها دور نگه می‌دارد. وقتی یک شرکت می‌تواند به یک مزیت رقابتی دست یابد، سهامداران آن می‌توانند برای دهه‌ها سود خوبی دریافت کنند.

  • مدیریت: برخی معتقدند که مدیریت مهم‌ترین معیار سرمایه‌گذاری در یک شرکت است. این گفته منطقی است؛ اگر رهبران شرکت نتوانند به درستی برنامه‌ها را اجرا کنند، حتی بهترین مدل کسب‌وکار نیز محکوم به شکست است. گرچه دیدار با مدیران و ارزیابی واقعی آن‌ها برای سرمایه‌گذاران خرد دشوار است، اما می‌توان با مراجعه به وب‌سایت شرکت، سوابق اعضای هیئت مدیره را بررسی کرد.

  • راهبری شرکتی: راهبری شرکتی سیاست‌های اعمال شده در یک سازمان را نشان می‌دهد و مبیّن روابط و مسئولیت‌های بین مدیریت‌، مدیران و سهامداران است. این سیاست‌ها همراه با قوانین و مقررات شرکت در اساسنامه شرکت و آیین‌نامه آن تعریف و تعیین می‌شود. افراد تمایل دارند با شرکتی تجارت کنند که از نظر اخلاقی منصف باشد و شفاف و کارآمد اداره شود. به ویژه باید توجه کرد که آیا مدیریت به حقوق سهامداران و منافع آن‌ها احترام می‌گذارد یا خیر.

اولین گام تحلیل فاندامنتال: پروژه را زیر و رو کنید

معیارهای پروژه در تحلیل فاندامنتال در قالب رویکردی کیفی عمل می‌کنند. این معیارها عواملی مانند عملکرد تیم (اگر تیمی وجود داشته باشد)، اخبار و رویدادها، وایت پیپر (مقاله معرفی) و نقشه راه آینده را در نظر می‌گیرند.

تحلیل فاندامنتال

وایت پیپر

اکیداً توصیه می‌شود که پیش از سرمایه‌گذاری در هر پروژه‌ای، وایت پیپر آن را مطالعه کنید. وایت پیپر سندی (معمولاً یک فایل PDF) است که نمایی کلی از پروژه ارز دیجیتال موردنظر را به ما نشان می‌دهد. یک وایت پیپر خوب باید اهداف شبکه را تعریف کند و در حالت ایده‌آل، تصویری از موارد زیر را به ما ارائه دهد:

  • فناوری مورداستفاده (آیا متن‌باز است؟)

  • کاربرد(ها) و هدف (اهداف) پروژه

  • نقشه راه برای ارتقا و افزودن ویژگی‌های جدید

  • طرح عرضه و توزیع کوین‌ها یا توکن‌ها

کسب این اطلاعات و مقایسه آن‌ها با مباحثی که حول پروژه موردنظر شکل گرفته است، می‌تواند بسیار مؤثر باشد. به‌عنوان مثال، می‌توانید بررسی کنید که افراد صاحب‌نظر در جامعه ارزهای دیجیتال در مورد این پروژه چه می‌گویند؟ آیا انتقادی مطرح و یا هشداری داده شده است؟ آیا اهداف آن واقع‌بینانه به نظر می‌رسند؟

مثلاً اگر در یک وایت پیپر، از صفت‌های «بزرگترین»، «مهم‌ترین»، «قدرتمندترین» زیاد استفاده شده بود، قیمت توکن پروژه پیش‌بینی شده بود و وعده‌هایی عجیب و دور از ذهن مثل «ریشه‌کن کردن فقر» یا «ثروتمندکردن هر کس که عضو می‌شود» ارائه شده بود، قید سرمایه‌گذاری در آن پروژه را بزنید.

فراموش نکنید طبق مثلی قدیمی، هیچ بقالی نمی‌گوید ماست من ترش است. بنابراین در تمام وایت پیپرها تنها به نقاط قوت پروژه اشاره می‌شود. سعی کنید در وایت پیپر بیشتر به‌دنبال گاف‌ها و موارد غیرمنطقی باشید و به هیچ عنوان فقط به وایت پیپر اتکا نکنید.

تیم

اگر تیم خاصی پشت شبکه این ارز دیجیتال کار می‌کند، سوابق اعضای آن می‌تواند نشان دهد که آیا این تیم مهارت لازم و کافی برای به‌ثمررساندن پروژه را دارد یا خیر. آیا اعضای تیم پیش از این در صنعت ارزهای دیجیتال سرمایه‌گذاری موفقی انجام داده‌اند؟ آیا تخصص آن‌ها برای رسیدن به اهداف پیش‌بینی‌شده کافی است؟ آیا پیش از این نقشی در پروژه‌های مشکوک یا کلاه‌برداری‌ها داشته‌اند؟

سایت رسمی هر پروژه بهترین منبع برای بررسی تیم پروژه است. همچنین مشاهده پروفایل‌های تیم، مشاوران و حامیان یک پروژه در سایت لینکدین به‌شدت حائز اهمیت است.انجمن توسعه‌دهندگان به چه شکل اداره می‌شود؟ اگر این پروژه گیت هاب (GitHub) عمومی دارد و متن‌باز است، می‌توانید بررسی کنید که چه تعداد مشارکت‌کننده وجود دارد و میزان فعالیت‌ آنها چگونه است. پروژه‌ای که کد آن به‌طور مستمر و مداوم در حال توسعه است، بسیار جذاب‌تر از پروژه‌ای است که آخرین به‌روزرسانی کد آن به دو سال پیش باز می‌گردد.

رقبا

به‌طور کلی ارزهای دیجیتال در حوزه‌های مختلفی فعالیت می‌کنند و هر کدام تمرکزشان روی برخی کاربردهای خاص است. مثلاً اتریوم بیشتر در طبقه‌بندی «میزبانان قرارداد هوشمند» جای می‌گیرد، پس برای شناخت رقبای اتریوم فقط کافی است ببینید چه ارزهای دیگری در طبقه‌بندی میزبانان قرارداد هوشمند قرار دارند. از کجا طبقه‌بندی‌ها را چک کنید؟ وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌های زیادی برای این کار وجود دارد. دو مورد از مهم‌ترین‌شان:

  • کوین مارکت کپ (Coinmarketcap.com) – بخش Categories و همچنین صفحه هر ارز دیجیتال

  • کریپتواسلیت (Cryptoslate.com) – بخش Coins

گفتن این نکته خالی از لطف نیست که ارزهای دیجیتال در دو وب‌سایت بالا ممکن است در چند دسته قرار بگیرند. با شناخت بهتر ارز دیجیتال موردنظر خودتان بهتر می‌توانید دسته اصلی آن را مشخص کنید. به‌عنوان مثال، چین لینک در دسته قراردادهای هوشمند هم قرار می‌گیرد، اما دسته اصلی آن اوراکل‌ها (Oracles) است.

برای دو یا سه رقیب اصلی هم مشابه با پروژه ابتدایی معیارها را بررسی کنید تا مطمئن شوید پروژه‌ای که برای سرمایه‌گذاری انتخاب می‌کنید، ضعیف‌تر از رقیبش نباشد، اگر چنین باشد، منطق می‌گوید روی رقیب سرمایه‌گذاری کنید.


گام دوم در تحلیل فاندامنتال: تحلیل بازار

اطلاعات مربوط به نحوه معامله دارایی در حال حاضر و در گذشته‌، نقدینگی دارایی و موارد این‌چنینی همگی می‌توانند در افزایش اعتبار و صحت تحلیل فاندامنتال مؤثر باشند. ناگفته نماند که معیارهای اقتصادی و مشوق‌هایی که در پروتکل دارایی دیجیتال مذکور در نظر گرفته شده‌اند نیز نقش مؤثری دراین‌باره ایفا می‌کنند.

تحلیل فاندامنتال

ارزش کل بازار

ارزش کل بازار (یا ارزش شبکه) از طریق ضرب میزان دارایی در گردش در قیمت فعلی محاسبه می‌شود. در واقع، ارزش کل بازار هزینه‌ فرضی است که برای خرید بی‌کم‌وکاست تمام واحدهای دارایی دیجیتال موجود در بازار باید پرداخت شود.

البته در نظر داشته باشید که اگر معیار ارزش کل بازار به‌تنهایی در نظر گرفته شود، می‌تواند گمراه‌کننده باشد. روی کاغذ، عرضه ده‌ها میلیون واحد از یک توکن بی‌فایده کار آسانی است. اگر هرکدام از این توکن‌ها معادل 1 دلار باشند، ارزش کل بازار این توکن برابر با 10 میلیون دلار خواهد بود. در صورت نبودِ گزاره قدرتمند دیگری که بتواند به توکن ارزش دهد، این ارزیابی به‌وضوح ایراد خواهد داشت و احتمال جذب بازاری گسترده‌تر به این توکن چندان زیاد نخواهد بود.

تحلیل بازار!

حجم معاملات و نقدینگی

نقدینگی معیاری برای ارزیابی سهولت خرید یا فروش یک دارایی است. دارایی نقدینه نوعی از دارایی است که فروش آن در قیمت معاملاتی‌اش به‌راحتی و بدون مشکل به انجام برسد. اصطلاح دیگری که ممکن است در این فضا با آن برخورد کنید، «بازار نقدینه» است. بازار نقدینه نیز به بازاری رقابتی گفته می‌شود که پیشنهادهای خریدوفروش فراوان در آن وجود دارد و به همین علت، تفاوت بین قیمت خرید و قیمت فروش یک دارایی (bid-ask spread) در آن بسیار اندک است.

مشکلی که کاربران در بازارهای غیرنقدینه با آن مواجه هستند، ناتوانی برای فروش دارایی‌ها با قیمتی «عادلانه» است. به‌عبارت دیگر، در بازار غیرنقدینه هیچ خریداری مایل به انجام معامله نیست و از این رو، فروشنده مجبور می‌شود قیمت پیشنهادی فروش را کاهش دهد یا منتظر افزایش نقدینگی بماند.

حجم معاملات نیز اندیکاتوری است که خود می‌تواند به ما در تعیین میزان نقدینگی کمک کند. حجم معاملات را می‌توان به چند طریق اندازه‌گیری کرد تا مشخص شود که در یک بازه زمانی، چه مقدار معامله انجام شده است. به‌طور معمول، نمودارها حجم معاملات روزانه را (با واحد بومی و یا به دلار) نمایش می‌دهند.

آشنایی با نقدینگی می‌تواند در فضای تحلیل فاندامنتال بسیار مفید واقع شود. این اندیکاتور در تعیین میزان علاقه بازار به یک سرمایه‌گذاری احتمالی و تشخیص احتمال موفقیت آن، به کاربران کمک می‌کند.

تحلیل حجم معاملات!

گام سوم در تحلیل فاندامنتال: وضعیت شبکه

معیارهای درون‌زنجیره‌ای اطلاعاتی هستند که با مشاهده داده‌های بلاک چینی به دست می‌آیند. کاربران می‌توانند این داده‌ها را با اجرای یک نود (دانلود بلاک چین) در شبکه مورد‌نظر به دست آورند؛ اما این کار می‌تواند زمان‌بَر و پرهزینه باشد، مخصوصاً اگر قصدتان فقط سرمایه‌گذاری باشد و نخواهید زمان یا منابع خود را صرف موارد دیگر کنید.

یک راه‌حل ساده‌تر، استخراج اطلاعات از وب‌سایت‌ها یا APIهایی است که به‌طور ویژه طراحی شده‌اند تا به معامله‌گران، برای تصمیم‌گیری در خصوص سرمایه‌گذاری کمک کنند.

به‌عنوان مثال، نمودارهای درون‌زنجیره‌ای وب‌سایت گلس‌نود (Glassnode) از بیت کوین و اتریوم اطلاعات بسیاری را به ما ارائه می‌دهد. از منابع دیگر می‌توان به نمودارهای داده در وب‌سایت کوین متریکس (Coinmetrics) یا گزارش‌های پروژه از گروه تحقیقاتی بایننس ریسرچ (Binance Research) اشاره کرد.

تحلیل فاندامنتال

سه ابزار مفید برای تحلیل درون زنجیره‌ای ارزهای دیجیتال:

  • گلس نود (Glassnode.com)

  • اینتودبلاک (intotheblock.com)

  • کوین متریکس (Coinmetrics.io)

معیارهای درون زنجیره‌ای شامل هرگونه اطلاعاتی از شبکه و بلاک چین یک پروژه هستند و به معیارهای خاص مربوط نمی‌شوند. بنابراین در هر ارز دیجیتال ممکن است معیارهای درون زنجیره‌ای متفاوت باشند. متأسفانه به‌دلیل شفاف نبودن کافی در بسیاری از بلاک چین‌ها، به جز در مورد بیت کوین و اتریوم، بررسی معیارهای درون زنجیره‌ای سایر ارزهای دیجیتال (حداقل تا اوایل 2021) کمک چندانی به تحلیل‌گران نمی‌کند. در ادامه با برخی از مهم‌ترین معیارهای درون زنجیره‌ای برای اغلب ارزهای دیجیتال آشنا می‌شوید.

تعداد تراکنش‌ها

تعداد تراکنش‌ها در برخی مواقع می‌تواند معیار خوبی برای سنجش میزان فعالیت در یک شبکه باشد، اگرچه تراکنش‌های مصنوعی و مربوط به سیستم‌ها می‌تواند تحلیل را با مشکل مواجه کند. به‌طور کلی با ترسیم نمودار تراکنش‌ها برای بازه‌های مشخص (و یا با استفاده از میانگین متحرک)، می‌توانیم الگوی تغییرات فعالیت شبکه را در طول زمان بررسی کنیم.

ارزش تراکنش‌ها

توجه داشته باشید که ارزش تراکنش‌ها را نباید با تعداد آنها اشتباه گرفت. ارزش تراکنش‌ها به ما نشان می‌دهد که چه‌ مقدار دارایی طی یک دوره مشخص معامله شده است. به‌عنوان مثال، اگر در مجموع 10 تراکنش اتریوم و هرکدام به ارزش 50 دلار در یک روز مشخص ارسال شوند، می‌توانیم بگوییم که حجم معاملات روزانه 500 دلار بوده است. این میزان را می‌توان با یک ارز فیات همچون دلار ایالات متحده و یا با ارز بومی این پروتکل یعنی اتر ارزیابی کرد.

نرخ هش و میزان ارز دیجیتال استیک‌شده

بلاک چین‌ها امروزه از الگوریتم‌های اجماع مختلفی استفاده می‌کنند و هر کدام از این الگوریتم‌ها سازوکارهای خاص خود را دارند. با توجه به اینکه این الگوریتم‌ها نقشی اساسی را در امنیت شبکه ایفا می‌کنند، بررسی دقیق و عمیق داده‌های مربوط به آن‌ها می‌تواند برای تحلیل فاندامنتال بسیار ارزشمند باشد.

نرخ هش (Hash rate) اغلب به‌عنوان معیاری برای سنجش سلامت شبکه در بلاک چین‌های مبتنی بر اثبات کار در نظر گرفته می‌شود. هرچه نرخ هش بالاتر باشد، انجام موفقیت‌آمیز حمله 51 درصد دشوارتر خواهد بود. البته افزایش نرخ هش در گذر زمان می‌تواند به افزایش علاقه به استخراج بلاک‌ها در اثر کاهش هزینه‌ها و افزایش سود ناشی از ماینینگ نیز اشاره داشته باشد. در مقابل، کاهش نرخ هش به‌معنی آفلاین ‌شدن ماینرها و خروج تعداد زیادی از آنها از شبکه است. این اتفاق می‌تواند به این علت باشد که مشارکت در فرایند اعتبارسنجی و حفظ امنیت شبکه به اندازه کافی برای ماینرها سودده نیست.

مجموعه‌ای از عوامل وجود دارند که می‌توانند در هزینه‌های کلی استخراج تأثیرگذار باشند؛ که از میان آن‌ها می‌توان به قیمت فعلی دارایی، تعداد تراکنش‌های پردازش‌شده و کارمزدهای پرداخت‌شده اشاره کرد. البته هزینه‌های مستقیم استخراج (برق و توان محاسباتی) نیز از جمله عوامل حائز اهمیت هستند.

سهام‌گذاری یا همان استیکینگ نیز در شبکه‌های مبتنی بر اثبات سهام، نقشی مشابه فرایند ماینینگ در شبکه‌های مبتنی بر اثبات کار را ایفا می‌کند. با اینکه اثبات سهام از نظر سازوکار تأیید تراکنش‌ها با اثبات کار متفاوت است، اما منطق عنوان‌شده در خصوص نرخ هش، در مورد میزان ارز دیجیتال استیک‌شده نیز صدق می‌کند. هرچه میزان ارز دیجیتال استیک‌شده در شبکه بیشتر باشد، تمایل کاربران به مشارکت در اعتبارسنجی تراکنش‌ها بیشتر است و بالعکس.

جمع‌بندی

اگر تحلیل بنیادی یا فاندامنتال در حوزه ارزهای دیجیتال به‌درستی انجام شود، می‌تواند دیدگاه بسیار ارزشمندی را به ما ارائه کند؛ دیدگاهی که حتی تحلیل تکنیکال نیز قادر به ارائه آن نخواهد بود. توانایی تفکیک قیمت بازار از ارزش «واقعی» یک شبکه، مهارتی فوق‌العاده برای انجام معاملات است.

همانند بسیاری از استراتژی‌های معاملاتی، هیچ راهکار واحدی وجود ندارد که بتواند تمام نکته‌های مربوط به تحلیل فاندامنتال را برای تمام موقعیت‌های ممکن در بر گیرد. با این حال، امیدواریم این مقاله توانسته باشد به شما در درک برخی از عوامل مهم که پیش از ورود به موقعیت‌های بازار دیجیتال یا خروج از آنها باید به آنها توجه کنید کمک کرده باشد.

لطفا امتیاز خود را ثبت کنید
1 5
  ارسال به دوستان:

نظرات و دیدگاه های کاربران
سوال یا دیدگاه شما
اختیاری
اختیاری (نمایش داده نخواهد شد)
ضروری
آخرین بازدید های شما